۱۴۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علامه حسن زاده آملی» ثبت شده است

مسافتی بیش از زمین تا آسمان

حضرت علامه حسن زاده آملی:

 

با این که مسافت أسفل السافلین تا أعلی علییین بیش از زمین تا آسمان است، حد سقوط از این به آن، کمتر از یک "آن" است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
۷۲ بازديد
آن که از تنها نشد تنها

آن که از تنها نشد تنها

بود مرد تمامی آن که از تنها نشد تنها

به تنهایی بود تنها و با تنها بود تنها

دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

توضیح:

مصرع اول: تنهای اول جمع است و تنهای دوم مفرد.

مصرع دوم: تنهای اول مفرد و تنهای دوم و سوم جمع و تنهای چهارم مفرد است.

معنای شعر:

مرد تمام آن نیست که از با تن ها بودن تنها باشد، زیرا که باید با جمعیت و اجتماع باشد و نیازمند به معیشت و زندگی در بین همه است، بلکه فرد تمام کسی است که به تنهایی همه است و در عین حالی که با همه است بی همه است و خودش با تنها تنها و یکی است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
۲۶۵ بازديد
تبدیل مس به نقره در کلام امام صادق (ع)

تبدیل مس به نقره در کلام امام صادق (ع)

علامه حسن زاده آملی:

کتاب‏شناسى فهرست نویس برایم حکایت کرد که در سنه نهصد و بیست و شش هجرى قمرى که ده سال بعد از اختراع چاپ است، رساله "صنائع جابر بن حیان" را در خارج به آلمانى و فرانسوى و انگلیسى ترجمه و چاپ کرده ‏اند.

در آن رساله آمده است که:

شخصى در معیت امام صادق علیه السلام از آنجناب سؤالاتى مى‏ کرد تا وقتى به بازار مسگرها رسیدند.
از امام سؤال کرد مس چیست؟
فرمود نقره فاسد شده است و دوایى دارد که چون آن را به مس زنند نقره خالص شود.
سائل نپرسید که آن دوا چیست.

مترجم آلمانى خیلى به سائل عصبانى شده است که چرا نپرسیدى دواى آن چیست!.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
۵۴۵ بازديد
اهمیت کتب حکمی و عرفانی در آثار علامه حسن زاده آملی

اهمیت کتب حکمی و عرفانی در آثار علامه حسن زاده آملی

1. (هزار و یک کلمه، ج‏1، ص 290):
در رساله اعتقاداتم گفته‏ ام: اعتقاد من این است که صحف علوم عقلى و عرفانى اساسى و اصیل، تفسیر انفسى خطاب محمّدى و کشف تامّ احمدى ‏اند- صلّى اللّه علیه و آله و سلم- که بدون دراست و تعلیم و تعلّم آنها فهم اسرار نهفته در آیات و روایات براى نفوس غیر مکتفیه حاصل نمی ‏شود، فافهم.

2. (هزار و یک کلمه، ج3، ص 184):
انسان با فقدان شفاء و اشارات شیخ الرئیس و شرح اشارات خواجه طوسی و فتوحات و فصوص شیخ اکبر محیی‌ الدین و شرح علامه قیصری در فصوص الحکم و مصباح الانس ابن فناری و اسفار صدرالمتالهین، در بیان معارف الهی کتاب و سنت احساس غربت و خلأ می کند.

3.
(کیهان اندیشه/مهر ۶۸):
بعضی از بزرگان در ماه مبارک رمضان، شرح فصوص قیصری تدریس می فرمودند، از ایشان سوال شد که در ماه رمضان به چه اشتغال دارید؟ فرمود به تفسیر قرآن مشغولیم؛ و راستی این طور است که کتب عرفانی، تفسیر انفسی قرآن مجیدند… کتب عرفانی فتوحات و مصباح الانس و فصوص … اینها تفسیر انفسی قرآن مجیدند.

4. (حاشیه بر اسفار "مفاتیح الاسرار" ج2 ص6):
« ولعمری من اعتزل عن الکتب العقلیه والصحف العرفانیه مما أهدتما الأیادی النوریه ک "تمهیدالقواعد" و "شرح القیصری علی فصوص الحکم" و" سرح العیون فی شرح العیون" و" مصباح الانس" و" شرح المحقق الطوسی علی الاشارات" و"الأسفار" و"الشفاء" و"الفتوحات المکیه"،  فقد عزل نفسه عن فهم الخطاب المحمدی –ص- و حرمها من النیل بسعادتها القصوی» انتهی.
ترجمه:
به جانم قسم! آن که از کتب عقلی و صحف عرفانی یعنی مطالعه ی کتاب هایی همچون تمهید القواعد، شرح قیصری بر فصوص الحکم و سرح العیون فی شرح العیون و مصباح الانس و شرح محقق طوسی بر اشارات و اسفار و شفا و فتوحات مکیه خود را دور کند، همانا خود را از فهم خطاب محمدی-ص- یعنی قرآن دور کرده است و جان خود را از نیل به سعادت قصوایش محروم ساخته است.


5.
(هزار و یک کلمه، ج‏3، ص: 46):
مردم اجتماع ما خواه بپذیرند و خواه نپذیرند- که سرانجام خواهند پذیرفت- بدانند که آنچه از قلم أعلاى آحاد حکماى الهى، قرنى بعد از قرنى در صحف نوریّه و کتب قیّمه آنان به کتابت آمده است، تفسیر انفسى آیات و روایات است.

6.
(کلمه علیا در توقیفیت اسما، ص: 43):
به راستى اگر دراست و تعلیم و تعلم مثل تمهید القواعد و شواهد ربوبیه و شرح اشارات‏ خواجه طوسى و فصوص‏ الحکم و شروح آن بویژه شرح علامه قیصرى بر آن و اسفار و مصباح‏ الانس و شفا و فتوحات مکیه نباشد، فهم اسرارى که در مثل این حدیث که بیان بطون آیات قرآنى اند نهفته اند میسور نگردد. و به حقیقت باید صحف کریمه یاد شده را تفسیر انفسى براى اعتلاى فهم خطاب محمدى صلى الله علیه و آله و سلم دانست.
من آنچه شرط بلاغ است با تو مى گویم‏
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال‏

7. (هزار و یک کلمه، ج‏1،ص 102):
 در اثناى تدرّس و تعلّم علوم عقلى و صحف‏ عرفانى‏ دچار وسوسه‏اى سخت سهمگین و دژخیم و بدکنشت و بدسرشت در راه تحصیل اصول عقاید حقه به برهان و عرفان شده‏ ام، و آزرده خاطرى شگفت از حکمت و میزان که از هر سوى شبهات گوناگون به من روى مى‏ آورد. ریشه این شبهات و وسوسه‏ ها از ناحیت انطباق ظواهر شرع انور -على صادعه الصلوة و السلام- با مسائل عقلى و عرفانى بوده است که در وفق آنها با یکدیگر عاجز مانده بودم، و از کثرت فکرت به خستگى و فرسودگى موحش و مدهش مبتلا گشته‏ام، و از بسیارى سؤال از محضر مشایخم:
آن عالمان دین به حق در سماى علم‏         سیّاره و ثوابت والا گهر مرا
بیم جسارت و ترس اسائه ادب و خوف ایذاء خاطر و احتمال بدگمانى مى‏ رفت.
این وسوسه- چنان که گفته‏ ایم- موجب بدبینى به علوم عقلى، و سبب بیزارى از منطق و حکمت و عرفان شده است. و لکن به رجاء این که "لعلّ اللّه یحدث بعد ذلک أمرا" در درسها حاضر مى ‏شدم، و راز خویش را إبراز نمى‏ کردم، و از تضرّع و زارى اعاظم حکماء در نیل به فهم مسائل اندیشه مى‏ کردم، مانند گفتار صاحب اسفار در مسأله اتحاد نفس به عقل فعّال و استفاضه از آن که فرمود:
و قد کنّا ابتهلنا إلیه بعقولنا، و رفعنا إلیه أیدینا الباطنة لا أیدینا الداثرة فقط، و بسطنا أنفسنا بین یدیه، و تضرّعنا إلیه طلبا لکشف هذه المسألة و أمثالها ... (
اسفار، ج 1، ص 284)
تنها چیزى که مرا از این ورطه هولناک هلاک، رهایى بخشید لطف الهى بود که خویشتن را تلقین مى ‏کردم به این که: اگر امر دایر شود بین نفهمیدن و نرسیدن مثل توئى، و بین نفهمیدن و نرسیدن مثل معلم ثانى ابو نصر فارابى، و شیخ رئیس ابو على سینا، و شیخ اکبر محیى الدین عربى، و استاد بشر خواجه نصیر الدین طوسى، و ابو الفضائل شیخ بهائى، و معلم ثالث میرداماد، و صدر المتألهین محمد شیرازى، آیا شخص مثل تو به نفهمیدن و نرسیدن اولى است، یا آن همه‏ اسطوانه‏ هاى معارف؟
و همچنین خودم را به یک سو قرار مى‏ دادم، و اکابر دیگر علم را که از شاگردان بنام آن بزرگان بودند، و نظائر آنان را، به سوى دیگر، و سپس همان مقایسه را پیش مى‏ کشیدم و به خودم تلقین مى ‏کردم. تا منتهی مى‏ شدم به اساتیدم که به حق وارثان انبیاء و خازنان خزائن معارف بوده ‏اند- رفع اللّه تعالى درجاتهم- که باز خودم را به یک جانب و آن حاملان و دائع علم و دین را به جانبى، و همان مقایسه و تلقین را إعمال مى‏ کردم که تو اولائى به نفهمیدن یا این مفاخر دهر؟ نظیر مطلبى را که علامه شیخ بهائى درباره شیخ اجل صدوق که قائل به سهو النبى شده است، فرموده است: هرگاه امر دائر شود بین سهو رسول و سهو صدوق، صدوق اولى بدان است.
از این مقایسه قدرى آرام مى‏ گرفتم، تا بارقه‏ هاى الهى چون نجم ثاقب بر آسمان دل طارق آمد، و در پناه ربّ ناس از وسواس خنّاس نجات یافتم ففاض ثم فاض.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
۳۹۷ بازديد
انسان، موجودی ابدی

انسان، موجودی ابدی

میگویند طریقه‌ سقراط قابلگى بود، چون از عقول مردم نتیجه را مانند فرزند بیرون مى‌آورد.

مثلا از طرف مى‌پرسید:
آیا یخ سرد است؟
او جواب مى‌داد: بلى.
مى‌گفت: آیا سردى ضدى دارد؟
- بلى.
- آن ضد کدام است؟
- حرارت.
آیا ممکن است یخ گرم باشد؟
- نه، چون گرمى ضد سردى است و چیزى صفتى بر ضد طبیعت خود را نخواهد داشت.


باز مى‌پرسید: آیا عدد سه فرد است؟
- بلى.
- آیا فرد ضدى دارد؟
- بلى، زوجیت.
-آیا ممکن است عدد سه زوج باشد؟
- نه، زیرا که زوجیت ضدّ فردیت است.

بعد از اینها گفت:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
۳۰۳ بازديد
سیر درسی علامه حسن زاده آملی در حوزه علمیه

سیر درسی علامه حسن زاده آملی در حوزه علمیه

فهرست کتبی که حضرت علامه حسن زاده آملی در هنگام تحصیل در حوزه علمیه، در نزد اساتید بزرگوار خود درس گرفته اند ( ره چنان رو که رهروان رفتند...):
(منبع: شرح دفتر دل، ج2، ص248، باب یازدهم).


علم صرف، نحو، بلاغت و لغت:

  • نصاب الصبیان.
  • جامع المقدمات.
  • شرح النظام علی الشافیه.
  • البهجه المرضیه سیوطی.
  • الفوائد الضیائیه (شرح جامی).
  • مغنی البیب.
  • مطول.

علم تجوید:

  • شرح شاطبیه (سراج القاری).

ادبیات فارسی:

  • کلیات سعدی.
  • گلستان سعدی.

علم منطق:

  • حاشیه ملا عبدالله.
  • شرح الشمسیه قطب الدین رازی.
  • شرح منظومه (بخش منطق).

علم کلام:

  • بخشی از شرح قوشجی بر تجرید الاعتقاد.
  • کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد.

علم فلسفه و حکمت:

  • اسفار الاربعه صدر المتالهین.
  • شفاء.
  • شرح الاشارات و التنبیهات خواجه طوسی
  • شرح المنظومه (بخش حکمت).

علم عرفان:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
۱۳۳۵ بازديد
بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم

بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم

غرض ما از انتشار این مطلب این است که اگر شخصی در شیعه بودن خود شک دارد و یا هنوز اندکی شائبه دارد، اعتقادی راسخ به مذهب حقه شیعه پیدا کند. چرا که وقتی دانسته شود عالمی ذوالفنون که خبره ی در فن است، منابع تمام ادیان را بررسی کرده و به این اعتقاد رسیده است، دل آرام می گیرد...

1. حضرت علامه حسن زاده آملی:

  • بدون تعصب مذهبی، حاشا و کلا، بنده خودم در یکی از نوشته هایم عنوان کرده ام و گفته ام که «من از دین بدر آمدم و دوباره دین را قبول کردم»، خواه مردم بپذیرند، خواه نپذیرند. بنده؛ بله بنده ؛ حسن زاده آملی از دین بدر آمدم و دوباره دین را پذیرفتم، بنده دین آبایی ندارم، دین تقلیدی و طایفه ای ندارم، من اثنی عشریه به تحقیق شدم نه به تقلید. من قائل هستم به قائم آل محمد علیه السلام، به تحقیق نه به تقلید. من قرآن را کتاب دینم و پیامبرم را و ائمه اطهار را یک به یک تا قائم آل محمد علیه السلام به تحقیق پذیرفتم نه به تقلید...

*** منبع: کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی، صفحه 49.

2. مصاحبه فرزند حضرت علامه درباره ایشان:

  • (حضرت علامه) بارها به ما فرموده اند که من مسلمان تقلیدی نیستم، بیشتر مکاتب مادی و غربی را بررسی کرده ام و فهمیده ام که انها در برابر سوالات فیزیک و متا فیزیک به طور جامع پاسخی ندارند، از همین طریق به پوشالی بودن آنها پی بردم. بعد از آن هم به سراغ ادیان مختلف رفتم و پس از تحقیقات کامل، فهمیدم که هیچ کدامشان کلام و حرفی را به اتقات قرآن و کلام ائمه اطهار ندارند، لذا دین اسلام را پذیرفتم و بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم.
***منبع: هفته نامه خبری تحلیلی پنجره، شماره 83، مصاحبه با دختر بزرگوار علامه حسن زاده آملی.

3.فرمایشات جناب رمضانی (از شاگردان علامه) به نقل از حضرت علامه حسن زاده:

  • من زمانی به ذهنم آمد نکند آنچه را که من تا به حال از عقاید و اندیشه‌‌ ها و افکار پذیرفته‌‌ ام به تقلید از پدر و مادر و قوم و قبیله و مردم بوده باشد و همین طور تحت تأثیر قرار گرفته باشم. لذا تمام عقاید خودم را و همه آنچه را که از پدر و مادر و قوم و خویش و مردم گرفته بودم، بوسیدم و کنار گذاشتم.
  • تصمیم گرفتم به عنوان یک انسان عاقل در میان این غوغا و فضای فعلی خودم حق و باطل را بفهمم.
  • تمام کتاب‌هایی را که در مباحث ادیان غرب و شرق قبل از اسلام و بعد از اسلام بود، از آیین  بودا تا مسیحیت و یهود و آتش‌پرست‌ها و سرخ‌پوست‌های آمریکایی و ... جمع‌‌آوری کردم. شروع به مطالعه و بررسی و بحث نمودم و مدت زیادی را به این مطالعه فراگیر اختصاص دادم.
  • پس از زمان بسیار زیادی که مطالعاتم پیرامون این افکار و اندیشه‌‌ها انجام شد، آنها را کنار قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و تعالیم اسلامی قرار دادم. بدون تعارف و هیچ مبالغه‌‌ای دیدم آنچه را به طور پراکنده از حرف‌های خوب و عقاید صحیح از دیگر کتب بررسی کرده‌‌ام، بسیار بهتر و کاملترش در قرآن وجود دارد.
  • صرف نظر از این، آنچه را که از اوهام و خیالات و امور غیر منطقی و غیر برهانی در بقیه کتب و مرام‌ها و مسلک‌ها است، در قرآن و سیره نبوی و تعالیم ائمه معصومین (ع) وجود ندارد.
  • آنگاه من دوباره به دین مبین اسلام مشرف شدم و از بین فرق و مذاهبی که در دین مبین اسلام هست و هم چنین فرقه‌های گوناگون تشیع، دیدم تنها مذهب و تنها دینی که صاحب و ناموس دارد و می‌شود به آن اتکا کرد مذهب شیعه 12 امامی است. ما می‌توانیم بگوییم کسی که انسان کامل است و در زمان فعلی هست و پشتوانه ماست، حضرت ولی عصر(عج) است. لذا من دوباره به دین مبین اسلام و مذهب تشیع  نوع اثنی عشری مشرف شدم و همانطور که در وجود خورشید شک نمی‌‌کنم، در حقانیت دین خودم ذره‌‌ای تردید ندارم.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
۵۰۴ بازديد
حروفی که خداوند به آدم آموخت

حروفی که خداوند به آدم آموخت

علامه حسن زاده آملی:

در اول رساله کریمه هدایتنامه آمده است که:

🔸تمامى حروف که حق عزّ شأنه، به آدم آموخته و مجموع فرزندان آدم از عرب و عجم و ترک و هند و غیره به آن سخن مى ‏گویند، سى و دو حرف است، و آن این است:

🔅«ا ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه ى پ چ ژ ک». 


و هیچ طایفه ‏اى از بنى ‏آدم به تمامى این حروف سخن‏گو نیستند إلّا اهل فارس، که به لغت‏ عرب‏ و لغت اصلى خود درهم آمیخته سخن مى ‏گویند.


*** (و ما میبینیم حتی برخی کشورهای شرقی با اینکه دارای الفبای بسیار زیاد هستند، اما اصوات تشکیل دهنده الفبایشان، به سی و دو حرف نمی رسد.)

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
۸۲۰ بازديد
سفر هفتاد ساله به سوی جهنم

سفر هفتاد ساله به سوی جهنم

علامه حسن زاده آملی:

شیخ عارف محیی الدین عربی در باب شصتم فتوحات ، و صدر المتالهین در اسفار روایت نقل کرده اند که :

  • روزی رسول خدا (ص ) با یارانی در مسجد نشسته بودند که آواز سهمگین فرو افتادن چیزی را شنیدند، پس ترسیدند. رسول خدا (ص ) گفت : می دانید آواز چیست؟ گفتند : خدا و رسولش دانایند. رسول خدا (ص ) گفت: سنگی از بالای جهنم هفتاد سال است که افتاده و اینک به قعر جهنم رسیده است و این آواز هولناک از سقوط آن سنگ برخاست. پس هنوز رسول خدا (ص ) از کلام خود فارغ نشده بود که از خانه منافقی صدای گریه اهل و عیالش بلند شد که آن منافق در آن وقت بمرد و هفتاد سال عمر او بود و رسول الله گفت: الله اکبر !

سپس شیخ گوید که :

علمای صحابه از این گفتار رسول خدا (ص ) دریافتند که این حجر (سنگ) آن منافق است و وی از آن روزی که آفریده شد به سوی جهنم می رفت تا آن که عمرش به هفتاد رسید و چون بمرد در قعر جهنم قرار گرفت.
خداوند فرمود : "ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار". پس آن صدا را شنیدند تا عبرت بگیرند.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱
۸۶۵ بازديد
برترین عمل در لیالی قدر

برترین عمل در لیالی قدر

علامه حسن زاده آملی:

از جناب صدوق ابن بابویه رضوان اللّه تعالى علیه در إحیاى شبهاى بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان که لیالى قدرند در مفاتیح محدث قمى چنین نقل شده است:

  • قال شیخنا الصدوق فیما أملى على المشایخ فی مجلس واحد من مذهب الإمامیة و من أحیا هاتین اللیلتین بمذاکرة العلم فهو أفضل.

یعنى افضل اعمال در احیاى این دو شب قدر، مذاکره علم است.


طلّاب عزیز ما سرمشق بگیرند که حضرت علامه طباطبائى شب‏ قدر را به بحث و تحقیق آیات قرآنى احیا مى‏ کرد و تفسیرش در این شب فرخنده به پایان رسید، آرى اینچنین باید بکار بود و به شعر رسا و شیواى شمس الدین محمد بن محمود آملى صاحب نفائس الفنون:

به هوس راست نیاید به تمنّى نشود
کاندر این راه بسى خون جگر باید خورد


استاد حضرت علامه طباطبایى- رفع الله تعالى درجاته- تفسیر شریف المیزان را در بیست مجلد در مدت بیست سال به اتمام رسانید، در آخر تفسیر تاریخ اتمام را بدین عبارت مرقوم فرمود:

  • تم الکتاب و الحمد للّه و اتفق الفراغ من تألیفه فی لیلة القدر المبارکة الثالثة و العشرین من لیالى شهر رمضان من شهور سنة اثنتین و تسعین و ثلاثمائة بعد الألف من الهجرة و الحمد للّه على الدوام و الصلوة على سیدنا محمد و آله و السلام.


شیخ المشایخ صاحب جواهر قدس سرّه العزیز در آخر کتاب دیات آن فرماید:

  • تمّ کتاب جواهر الکلام فى شرح شرائع الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام فى لیلة الثلاثاء ثلاثة و عشرین من شهر رمضان المبارک لیلة القدر التى کان من تقدیر اللّه تعالى فیها ان یتفضّل علینا باتمام الکتاب المزبور من سنة الف و المأتین و الاربع و الخمسین من الهجرة النبویة الخ.


حکیم متاله ربانى حاج مولى هادى سبزوارى در آخر شرح منظومه در حکمت فرماید:

  • و قد فرغ المؤلف الفقیر عن تسوید هذا الشرح فى یوم الجمعة الثالث و العشرین من شهر رمضان المبارک من سنة واحد و ستین و مأتین بعد الالف الخ.
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
۵۴۶ بازديد