به مناسبت 25 شوال، شبکه دو سیما در برنامه عصر خانواده در تاریخ 19 مرداد 1394، فرمایشاتی دلنشین را از استاد صمدی آملی درباره شهادت حضرت امام صادق علیه السلام پخش نمود. فیلم این فرمایشات را در اختیار مشتاقان قرار می دهیم:
به مناسبت 25 شوال، شبکه دو سیما در برنامه عصر خانواده در تاریخ 19 مرداد 1394، فرمایشاتی دلنشین را از استاد صمدی آملی درباره شهادت حضرت امام صادق علیه السلام پخش نمود. فیلم این فرمایشات را در اختیار مشتاقان قرار می دهیم:
حضرت علامه شعرانی در تفسیر سوره بقره:
چرا مردم، چند هزار سال به خودى خود دنبال آن دعوتها (دعوت پیامبران) مى روند و از دین آنها دست برنمى دارند؟
چون احساساتى در قلوب مردم هست که فقط انبیا آنها را متنبه مى سازند و تخم هایى خداوند در دلها کشته و آنها تربیت مى نمایند تا به گل و میوه رسد و چنان نیست که چیزى برخلاف فطرت و طبیعت بر مردم تحمیل کنند. نظیر اینکه تا طفل متولد شود پستان در دهانش بگذارند مى مکد چون استعداد و رغبت به شیر را خداوند در طبیعت طفل قرار داده و پستان محرک این استعداد است و اگر این میل در طفل نبود، قهر و جبر او محال بود و همچنین میل به آب و سبزه و درخت در قلب انسان او را وادار به زراعت مى کند و میل به مال آن را قوت مى دهد و جوانى را که پدرش به این کارها عادت دهد حسب فطرى او را تربیت کرده. همینطور در فطرت انسان اقرار به خداوند متعال، و وجود دار مکافات و حسن کارهاى ممدوح و قبح افعال زشت مخمر شده. (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها) است، مگر اینکه به واسطه عوارضى، این فطرت از کسى سلب شود. و به واسطه دعوت انبیا این حس زنده مى شود، مگر کسى که فطرتش برگشته و عادات سوء طبیعتش را تغییر داده.
و وقتى دین در قلوب زنده شد و مردم به آن تنبیه شدند، هزاران سال باقى مى ماند، چون امرى مخالف با طبعشان نیست و اگر قسرى بود قسر دائم (1) محال بوده و ممکن نبود مردم را مجبور به دین کرد و اینکه مشاهده مى شود بسیارى از دیانات باطله و منسوخه مانند بودایى و بت پرستى ها و یهود و نصارى هنوز باقى است نه به واسطه خرافات آن هاست بلکه چون در خلال مطالب باطله بسیارى مواعظ و نصایح و حکم و آداب موجود است و آنها این ادیان را نگه داشته و سایر خرافات بالتبع مانده، حتى در کتب بت پرستان- آنچه براى ما نقل شده و تا مقدارى که دیده ایم- بسیار حکمت ها هست.
حاصل کلام اینکه قبول دعوت انبیا منوط به این است که فطرت طیبه و غریزه انسانى به واسطه شرارتها و عادات رذیله تغییر پیدا نکرده باشد و الا تأثیر موعظه محال است.
بر سیه دل چه سود خواندن وعظ نرود میخ آهنین بر سنگ
از سالها قبل این سوال مطرح بوده است که آیا علم و دین دو مسئله جدا و معارض با هم هستند یا با هم ارتباط دارند و از یک مقوله اند؟ و این سوالات در عصر امروز، گسترده تر و وسیع تر شده است و حلّ این مسئله مهم، ضروری به نظر میرسد.
لذا رساله "علم و دین" حضرت علامه حسن زاده آملی را میتوانید در ادامه مطالعه و دانلود کنید، که در حقیقت پاسخ به 8 سوال جناب دکتر مهدی گلشنی رئیس وقت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.
همچنین علاقمندان، در صورت نیاز به شرح و بسط بیشتر این رساله شریف، می توانند از "دروس شرح صوتی این رساله" یا کتاب "شرح رساله علم و دین"، استاد صمدی آملی استفاده کنند. همچنین میتوانید مصاحبه جناب دکتر گلشنی درباره رابطه علم و دین را مطالعه نمایید که خود ایشان چهره ماندگار فیزیک و برنده جایزه درس علم و دین از بنیاد تمپلتون آمریکا هستند و تألیفاتی در این زمینه دارند.
**دانلود رساله علم و دین علامه حسن زاده آملی (pdf)**
متن رساله علم و دین:
این کلمه حاوى هشت سؤال در علم و دین و جواب آنها به تفصیل ذیل است:
باسمه تعالى
حضرت آیة الله حسن زاده آملى (دامت افاضاته)
با عرض سلام و تحیّات خاطر شریف را مستحضر مى دارد:
به علّت مطرح بودن بعضى شبهات در اذهان طبقات مختلف جوامع اسلامى، خصوصا جوانان، در مورد رابطه علم و دین، تعدادى سؤال تهیه شده و براى بعضى از دانشمندان علوم تجربى، فلاسفه و متکلّمین مسلمان و مسیحى داخل و خارج ارسال شده است. در اینجا به دلیل سهولت بحث، علم به مفهوم علوم تجربى بکار رفته است. پاسخها قرار است به صورت کتاب به زبانهاى فارسى و انگلیسى منتشر شود. شرکت حضرتعالى در پاسخگویى به این سؤالات موجب امتنان خواهد بود و در انتشار دیدگاههاى اندیشمندان مسلمان در سطح جهان تأثیر بسزائى خواهد داشت.
با تشکر و آرزوى مزید توفیقات براى حضرتعالى
دکتر مهدى گلشنى- رئیس پژوهشگاه علم انسانى و مطالعات فرهنگى
6/ 8/ 75
8 سؤال درباره رابطه علم و دین:
1- تعریف حضرتعالى از علم و دین چیست؟
2- آیا جنابعالى تعارضى بین این دو تعریف مىبینید یا خیر؟
3- در کجا (یا در چه صورت) ممکن است بین علم و دین تعارض پیدا شود؟
4- در گذشته زمینه هاى پیدایش تعارض بین این دو چه بوده است؟
5- نقش دین در رونق گرفتن علم در تمدن درخشان اسلامى و در غرب چه بوده است؟
6- آیا «علم دینى» امکان دارد؟
7- آیا علم مى تواند از دین به کلّى مستغنى باشد؟
8- آیا مى توان حوزه هاى علم و دین را به کلّى از یکدیگر تفکیک کرد؟
دیوان اشعار جناب حاج ملا هادی سبزواری متخلّص به "اسرار" شامل غزلیات، رباعیات، ساقی نامه و ترجیع بند است. فایل این کتاب ارزشمند را در قالب یک فایل pdf در خدمت شما قرار داده ایم که علاوه بر دیوان، شامل شرح حالی از ایشان نیز می باشد:
***
دلدار چو مغز است و جهان جمله چو پوست
ناید بنظر مرا بجز جلوۀ دوست
مردم ره کعبه و حرم پیمایند
در دیدۀ اسرار همه خانه اوست
مستند سفره های آسمانی که از شبکه سوم سیما پخش میشود، بخشی از برنامه روز 3 مرداد 1394 را به سخنانی از فرزند گرامی علامه حسن زاده آملی، جناب حجت الاسلام عبدالله حسن زاده اختصاص داد. ایشان در این فیلم فرمایشات و خاطرات شیرینی را از علامه حسن زاده نقل می کنند که غالبا در موضوع خانواده و تربیت فرزندان می باشد.
میتوانید این مستند را از لینک زیر دریافت کنید.
شما که امروز در این حوزه ها تحصیل مى کنید و مى خواهید فردا رهبرى و هدایت جامعه را به عهده بگیرید، خیال نکنید تنها وظیفه شما یاد گرفتن مشتى اصطلاحات مى باشد، وظیفه هاى دیگرى نیز دارید. شما باید در این حوزه ها خود را چنان بسازید و تربیت کنید که وقتى به یک شهر یا ده رفتید، بتوانید اهالى آنجا را هدایت کنید و مهذب نمایید. از شما توقع است که وقتى از مرکز فقه رفتید، خود مهذب و ساخته شده باشید، تا بتوانید مردم را بسازید و طبق آداب و دستورات اخلاقى اسلامى آنان را تربیت کنید. اما اگر خداى نخواسته در مرکز علم خود را اصلاح نکردید، معنویات کسب ننمودید، به هر جا که بروید العیاذ باللّه، مردم را منحرف ساخته، به اسلام و روحانیت بدبین خواهید کرد.
شما وظایف سنگینى دارید. اگر در حوزه ها به وظایف خود عمل نکنید و در صدد تهذیب خود نباشید و فقط دنبال فرا گرفتن چند اصطلاح بوده مسائل اصولى و فقهى را درست کنید، در آتیه خداى نخواسته براى اسلام و جامعه اسلامى مضر خواهید بود؛ ممکن است، العیاذ باللّه، موجب انحراف و گمراهى مردم شوید. اگر به سبب اعمال و کردار و رفتار نارواى شما یک نفر گمراه شده از اسلام برگردد، مرتکب اعظم کبایر مى باشید؛ و مشکل است توبه شما قبول گردد. چنانکه اگر یک نفر هدایت یابد، به حسب روایت «بهتر است از آنچه آفتاب بر آن مى تابد». مسئولیت شما خیلى سنگین است. وظایف شما غیر از وظایف عامه مردم مى باشد؛ چه بسا امورى که براى عامه مردم مباح است، براى شما جایز نیست، و ممکن است حرام باشد. مردم ارتکاب بسیارى از امور مباحه را از شما انتظار ندارند، چه رسد به اعمال پست نامشروع، که اگر خداى نخواسته از شما سربزند، مردم را نسبت به اسلام و جامعه روحانیت بدبین مى سازد. درد اینجاست: اگر مردم از شما عملى که بر خلاف انتظار است مشاهده کنند، از دین منحرف مى شوند؛ از روحانیت برمى گردند، نه از فرد. اى کاش از فرد برمى گشتند و به یک فرد بدبین مى شدند. ولى اگر از یک روحانى عملى ناشایست و برخلاف نزاکت ببینند، تجزیه و تحلیل نمى کنند همچنانکه در میان کسبه افراد نادرست و منحرف وجود دارد و در میان اداریها اشخاص فاسد و زشتکار دیده مى شود، ممکن است در میان روحانیون نیز یک یا چند نفر ناصالح و منحرف باشد. لذا اگر بقالى خلاف کند، مى گویند فلان بقال خلافکار است. اگر یک عطار عمل زشتى مرتکب گردد، گفته مى شود فلان عطار زشتکار است. لیکن اگر آخوندى عمل ناشایستهاى انجام دهد، نمى گویند فلان آخوند منحرف است، گفته مى شود آخوندها بدند! وظایف اهل علم خیلى سنگین است؛ مسئولیت علما بیش از سایر مردم مى باشد. اگر به اصول کافى، کتاب وسائل، به ابواب مربوط به وظایف علما مراجعه کنید، مى بینید تکالیف سنگین و مسئولیتهاى خطیرى براى اهل علم بیان شده است. در روایت است که وقتى جان به حلقوم مى رسد، براى عالم دیگر جاى توبه نیست، و در آن حال توبه وى پذیرفته نمى شود؛ زیرا خداوند از کسانى تا آخرین دقایق زندگى توبه مى پذیرد که جاهل باشند. و در روایت دیگر آمده است که هفتاد گناه از جاهل آمرزیده مى شود پیش از آنکه یک گناه از عالم مورد آمرزش قرار گیرد. زیرا گناه عالم براى اسلام و جامعه اسلامى خیلى ضرر دارد. عوام و جاهل اگر معصیتى مرتکب شود، فقط خود را بدبخت کرده، بر خویشتن ضرر وارد ساخته است؛ لیکن اگر عالمى منحرف شود و به عمل زشتى دست زند، عالمى را منحرف کرده، بر اسلام و علماى اسلام زیان وارد ساخته است.اینکه در روایت آمده که اهل جهنم از بوى تعفن عالمى که به علم خود عمل نکرده متأذى مى شوند ، براى همین است که در دنیا بین عالم و جاهل در نفع و ضرر به اسلام و جامعه اسلامى فرق بسیار وجود دارد. اگر عالمى منحرف شد، ممکن است امتى را منحرف ساخته به عفونت بکشد. و اگر عالمى مهذب باشد، اخلاق و آداب اسلامى را رعایت نماید، جامعه را مهذب و هدایت مى کند.
در بعضى از شهرستانهایى که تابستانها به آنجا مى رفتم، مى دیدم اهالى آن بسیار مؤدب به آداب شرع بودند. نکته اش این بود که عالم صالح و پرهیزکارى داشتند. اگر عالم ورع و درستکارى در یک جامعه یا شهر و استانى زندگى کند، همان وجود او باعث تهذیب و هدایت مردم آن سامان مى گردد، اگر چه لفظا تبلیغ و ارشاد نکند.
ما اشخاصى را دیدهایم که وجود آنان مایه پند و عبرت بوده؛ صرف دیدن و نگاه به آنان باعث تنبه مى شد. هم اکنون در تهران، که فی الجمله اطلاع دارم، محلات آن با هم فرق دارد: در محلهاى که عالم منزه و مهذبى زیست مى کند، مردمان صالح با ایمانى دارد. در محله دیگر که یک نفر منحرف فاسد معمم شده، امام جماعت گردیده، دکان درست کرده است، مى بینى طایفه اى را فریب داده، آلوده و منحرف ساخته است. همین آلودگى است که از بوى تعفن آن اهل جهنم اذیت مى شوند. این تعفنى است که عالم سوء، عالم بى عمل، عالم منحرف، در همین دنیا به بار آورده، و بوى آن در جهان دیگر شامه اهل جهنم را مى آزارد، نه اینکه در آنجا چیزى به او افزوده باشند؛ آنچه در عالم آخرت واقع مى شود چیزى است که در این دنیا تهیه گردیده است. به ما چیزى خارج از عمل ما نمى دهند. وقتى بنا باشد عالمى مفسده جو و خبیث باشد، جامعهاى را به عفونت مى کشد؛ منتهى در این دنیا بوى تعفن آن را شامه ها احساس نمى کند؛ لیکن در عالم آخرت بوى تعفن آن درک مى گردد. ولى یک نفر عوام نمى تواند چنین فساد و آلودگى در جامعه اسلامى به بار آورد. عوام هیچگاه به خود اجازه نمى دهد که داعیه امامت و مهدویت داشته باشد، ادعاى نبوت و الوهیت کند؛ این عالم فاسد است که دنیایى را به فساد مى کشاند: اذا فسد العالِم، فسد العالم.
به آن بحر اندوه، آن راسختر از کوه، آن آفتاب الهى، شیخ ابو الحسن خرقانی گفتند:
«نشان توکّل چیست؟»
گفت: «آن که شیر و اژدها و آتش و دریا و بالش، هر پنج تو را یکى بود».
واقعه ای بسیار زیبا از ملاقات علامه حسن زاده با امام رضا علیه السلام در رویای سحری و القاء حقیقت علم به ایشان:
به نقل از خود ایشان از کتاب هزار و یک کلمه، جلد1، صفحه 342:
"در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که
در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم ؛ در
رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیادت جمال دل
آراى ولى الله اعظم ، ثامن الحجج ، على بن موسى الرضا - علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیه و الثناء - نائل شدم .
در
آن لیله مبارکه قبل از آن که به حضور باهر النور امام (علیه السلام ) مشرف
شوم ، مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احباء الله بود و من
فرمودند: در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که بر
آورده است ، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از
خداوند سبحان علم خواستم .
سپس به پیشگاه
والاى امام هشتم ، سلطان دین رضا - روحى لتربه الفداء، و خاک درش تاج سرم -
رسیدم و عرض ادب نمودم ، بدون اینکه سخنى بگویم ، امام که آگاه به سر من
بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى دانست فرمود:
نزدیک بیا!
نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم ، دیدم آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود که : بنوش ،
امام خم شد و من زبانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع از کوثر دهانش آن
آب حیات را بوسیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیرالمؤمنین على
(علیه السلام ) فرمود: پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله ) آب دهانش را به
لبش آورد و من آن را بخوردم که هزار در علم و از هر درس هزار در دیگرى به
دوى من گشوده شد.
پس از آن امام (علیه السلام ) طى الارض را عملا به من
بنمود، که از آن خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود به
در آمدم ، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى به گفتار حافظ شیرین سخن به
ترنم آیم که :
دوش وقـت سحـــر از غصه نجــــاتم دادند وندر آن ظلمـــت شـــب آب حیــــاتم دادند
چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى آن شب قـــــدر که این تازه بـــــراتم دادند
"روایت صنوبر" مستندی است که برای نمایش گوشه ای از زندگانی علامه ذوالفنون حضرت آیت الله حسن حسن زاده آملی از شبکه های سیما پخش شد. در این مستند زیبا و دیدنی، خاطرات و فرمایشاتی از ایشان و برخی شاگردان ایشان مطرح می شود.
این مستند ابتدا در 4 قسمت از شبکه استانی قم پخش شد که می توانید با کیفیت پایین آن را دانلود کنید. سپس به طور مجدّد در 4 قسمت از شبکه افق پخش شده است که با کیفیت بالا قابل دریافت است. و سری کامل آن در 6 قسمت از شبکه مستند سیما به نمایش در آمد که در ادامه قابل دانلود است.